تبليغاتX

کاغذ پاره ها - بیراه

کاغذ پاره ها

 

 

چشم بسته

از خود بی خود

پرسه می زنم

 

می روم

بیراه

 

می روم

تا انتهای اندوه کوچه های بی تو

تا پاییزی که در شکاف رد پایت نشسته

 

تا جایی که آنجا

 جز من و یاد تو

کسی نباشد

 

جایی که بشود

ترانه های تنهایی را

با صدای بغض آلودی

زمزمه کرد

و کسی

صدایش را نشنود

 

یا  بتوان

جرعه ای باران نوشید

بغضی شکست

اشک ریخت بی هراس

آنقدر که دل آشوب زده ای

 

آرام شود

 

آناهید

+ نوشته شده در پنجشنبه 20 تیر1387 4:49 PM توسط آناهید |