تبليغاتX

کاغذ پاره ها

کاغذ پاره ها

 

 

آویخته از آغوشم

طفل دلتنگی من

.

.

کودک بهانه جو

هر دم گریه را

سر می دهد از نو

می فشارد دستانش

گلوی بغض آلوده ام را

هر لحظه از نو

از نو

.

.

طفل من

 تو همه شیرینی خاطره ام

تو همه راز مستی این دل بهانه گیرم

.

می نوازم سر و رویت را

بوسه می زنم بر گونه های خیس تو

.

.

.

آن لحظه ای که او

تو را در آغوش من نهاد

می دانست یا نه؟

.

.

که دمی برای اوست

عمری از من آویخته ای تو

 

 

 

آناهید

+ نوشته شده در شنبه 2 خرداد1388 3:43 PM توسط آناهید |