|
آسمان آرام است و نسیم بوی چوب خیس و خاک باران خورده را به سویم می آرد. در چشمان تو اما٬ آتشی جاریست نمی دانم دل به امنیت دستانت دادم یا آن را به حرارت نگاهت سپردم + نوشته شده در شنبه 26 آبان1386 1:12 PM توسط آناهید |
اندوه من٬ خواب شدگی آگاهانه توست از بی برگی پاییزی تورا گریزی نیست بیم من بی باری تو در بدو بهار است + نوشته شده در شنبه 19 آبان1386 2:13 PM توسط آناهید |
بودنت شيرين است انتظار براي تو شيرين تر و پرسه زدن در پس کوچه خاطرات چون رقصي عارفانه در جستجوي آغوش تو از کنج دلتنگي ها + نوشته شده در یکشنبه 6 آبان1386 7:1 PM توسط آناهید |
|
| ||||||