|
نقابی به رخسار کشیده ، آواز عشق می خواندی شعر شیفتگی را تو چه شیوا می سرودی شهزاد عاشقان بودی در رویای کودکانه ام طوطی صفتی که روبند شاهین به رخ زده بودی آناهید + نوشته شده در سه شنبه 22 خرداد1386 10:4 AM توسط آناهید |
تصویر سپیدت همچنان پیش رویم است ، نگاهم کردی ، آواز دوست داشتنی ات را زمزمه کردی ، برایم از خاطراتت گفتی ، صدایت شفاف بود ، واژه ها را به روانی جویبار به زبان جاری می کردی. نگاهت آرام بود ، برایم از آرزوهایت گفتی. پرواز را برایم ترسیم کردی ، از آسمان گفتی ، از آبی ترین آبی آسمان. باد به آرامی وزیدن گرفت ، به پنجره نزدیک شدی. موهایت در باد به رقص آمد ، نگاهت را به آسمان دوختی و به آرامی زمزمه کردی "دیگر دلم برای آسمان تنگ نمی شود..." دستانم را فشردی و به گرمی نگاهم کردی، آرامتر از قبل زمزمه کردی " لطافت لبخندت مرا به آرزویم می رساند " گفتم" آرام چشمانت مرا به آرزویم می رساند". + نوشته شده در جمعه 4 خرداد1386 8:41 PM توسط آناهید |
|
| ||||||